Confrontation Visual Field Tests (in Persian) – Aidin Safvati

تست ميدان بينايی رو در رو (کانفرانتيشن) – قسمت اوّل

چندی پيش به يکی از دوستان در اين سايت وعده کرده بودم در مورد تست ميدان بينايی رو در رو مطلبی را تقديم نمايم. ابتدا اهميت موضوع را به زبان ساده بيان خواهم کرد تا خوانندگانی که با چيستی و کاربرد آزمونهای ميدان بينايی آشنايی ندارند، مقدمه ای برای ورود به مطلب داشته باشند.
گمان کنم يکی از دستگاههايی که هر اپتومتريست حسرت داشتنش را دارد، دستگاه ارزيابی ميدان بينايی است. متاسفانه محدوديتهای مالی موجود برای اپتومتريستها در ايران (و بسياری از نقاط دنيا) مانع از اين شده که همه اپتومتريستها توان تهيه اين دستگاه را داشته باشند. يکی ازفايده های اصلی تجهيز مطبهای اپتومتری به دستگاههای ارزشيابی ميدان بينايی، شناسايی زودهنگام گلوکوم (معروف به آب سياه) است.
آب سياه بيماری چشمی است که به اصطلاح “عصب چشم را خشک می کند” و در تمام کشورهای دنيا به عنوان يکی از عوامل عمده نابينايی شهرت يافته و لقب “دزد بی سر و صدای بينايی” را به خود اختصاص داده (The silent thief of vision). اين بيماری هيچگونه عارضه ظاهری ای ندارد و در صورت اجرا نشدن معاينات لازم برای شناسايی آن، فرد مبتلا به آب سياه، بتدريج نابينا می شود بدون اينکه اطلاعی داشته باشد. علت پنهان ماندن عارضه نيز اين است که ديد مرکزی فرد مبتلا سالم می ماند و فقط ديد محيطی بتدريج از بين می رود. در مراحل نهايی بيماری، ديد مرکزی نيز نابود می شود و نابينايی کامل می شود.
علاوه بر آب سياه، دستگاههای ارزيابی ميدان بينايی، نقش بسيار مهمی در شناسايی تومورهای مغزی و بيماريهای عروقی دارند. يکسال پيش، يکی از همکاران اپتومتريست متوجه شد که هنگام کار با کامپيوتر وضوح ديد کافی ندارد. بررسی ميدان بينايی ايشان نشان داد که مبتلا به تومور غدّه هيپوفيز است. جراحی بطور اورژانس صورت گرفت و اپتومتريست شصت ساله ما از عوارض جدّيتر و نابينايی تقريبا حتمی رهايی يافت. مورد ديگری را به ياد دارم که با تست ساده ميدان بينايی و با شناسايی تاريک بودن ميدان ديد در نيمه پايينی ديد چشم چپ يک بانوی پنجاه ساله، اپتومتريست مشکوک به انسداد رگ تغذيه کننده عصب بينايی در نقطه ای قبل از ورود به داخل چشم شده بود. در چنين شرايطی، علايم عارضه در داخل چشم ممکن است در ابتدا رويت نشود ولی با شناسايی نقصان ميدان ديد، بيمار سريعا درمان شده بود و بار ديگر از نابينا شدن يک انسان پيشگيری شد.

امروزه عمدتا سه نوع دستگاه ارزيابی اتوماتيک ميدان بينايی توليد می شود که اصولا بر پايه دستگاه ميدان بينايی گلدمن طراحی شده اند (گلدمن چند سالی است که توليد نمی شود). اين سه دستگاه عبارتند از
Humphrey’s Automated Visual Field Analyzer
Medmont Automated Perimeter
Zeiss Frequency Doubling Technology
شرح هر کدام از اين دستگاهها بحر طويلی است که انشالله در آينده مورد بحثمان خواهد بود ولی در اين قسمت به روشهای کاربردی ارزيابی تقريبی ميدان بينايی خواهيم پرداخت. نکته مهم در مورد اين روشها اين است که در صورت شمول آنها در روند روزمره معاينات چشم، قادر به شناسايی بسياری از موارد حادّ خواهيم بود. اينکه اين روشها تقريبی هستند و قادر به شناسايی موارد ظريف اختلال ميدان ديد نسيتند، کاملا صحيح است ولی آنچه باعث از دست رفتن بينايی بسياری از مردم است، اجرا نشدن اين تستها است، نه تقريبی بودنشان. اين روشها را افراد معمولی هم می توانند در منزل برای خود اجرا کنند – توصيه می شود افرادی که بالای پنجاه سال سن دارند، اين تستها را سالی يکی دوبار در منزل برای خودشان اجرا کنند – اگر چه دقت عمل اپتومتريست بيشتر خواهد بود چراکه برای اينکار آموزشهای خاص ديده اند و بارها و بارها آنرا برای افراد مختلف سالم و مبتلا اجرا نموده اند.

 

روش اجرای تست ميدان بينايی رو در رو

آماده سازی: نور اتاق بايد متوسط باشد، نه خيلی نورانی نه خيلی تاريک. معاينه شونده و معاينه کننده روبروی هم می نشينند و سعی می کنند ارتفاع صندليها را طوری تنظيم کنند که کاملا همقد همديگر شوند (صورت و چشمهای هر دو نفر در يک ارتفاع قرار گيرند). سپس برای معاينه کردن چشم راست، معاينه کننده چشم راست خود را می پوشاند و معاينه شونده چشم چپ خود را. فاصله بين دو نفر بايد دست کم 60 سانتيمتر و حداکثر يک متر باشد. ديوار پشت سر معاينه کننده و حتی لباس او نبايد پر از تصوير يا نقش و نگار باشد. بهترين حالت اين است که پشت معاينه کننده به يک ديوار ساده سفيد باشد. معاينه کننده از معاينه شونده می خواهد که تمام مدت به چشم معاينه کننده نگاه کند ولی حواسش به محيط اطراف هم باشد (از ديد محيطی اش استقاده کند).

گام اول در بررسی ميدان بينايی به روش رو در رو

زمان مورد نياز برای اين تست ساده: 20 ثانيه!

معاينه کننده هر دو دستش را بالا می آورد و کف هر دو دست را به طرف معاينه شونده می گيرد (گويی که با هر دو دست علامت ايست می دهد). فاصله بين دو دست معاينه کننده بايد در حد شانه های معاينه شونده باشد. معاينه کننده می پرسد: آيا کف هر دو دست من را می بينی؟ هر دو شبيه به هم هستند يا يکی واضحتر و پر رنگتر از ديگری است؟

اين کار را می توان در ارتفاعهای مختلف تکرار کرد: يکبار در ارتفاع شانه های معاينه شونده، يکبار بالاتر از شانه ها، بار سوم پايينتر از شانه ها.

 

باور کنيد يا نه، با همين تست 20 ثانيه ای شايد بتوانيد چشمها يا جان کسی را نجات بدهيد! اين تست در شناسايی ورم حاد عصب باصره مفيد است.

ادامه دارد …

5 نظر برای این مطلب

  1. دکتر صفوتی عزیز از اموزش شما سپاسگزارم باز هم ادامه دهید
    در صورت وجود مشکل بگوییم چه بیماری دارد و او را به چه کسی ارجاع دهیم
    ایا این تست انقدر قابل اعتنا است که مثلا به یک نفر بگوییم شما تومور مغزی دارید؟
    مشتاقانه منتظر ادامه مطلب شما هستم
    متاسفانه ما همین که عینکی میدهیم و بیمار از ان راضی است فکر میکنیم اخر اطلاعات هستیم
    از همکار عزیز علی نیز به خاطر مثال هایشان که بسیار عالی و جامع بود ممنونم

  2. ممنونم از سوال خوب و الهام بخشتان.
    گمان کنم در مورد بحث ارجاع بيمار می توان کلی صحبت کرد و جا دارد در اين زمينه مطلبی تنظيم و نشر شود، انشالله – از اين بابت که از طريق ارجاع صحيح می توان روابط کاری مفيدی را با همکاران تيم پزشکی ايجاد کرد. اصولی هست که در اين زمينه (در مورد ارجاع) بايد رعايت شود و مهمترينش اين است که پزشکی که عهده دار معاينه يا معالجه بيمار ارجاعی شما می شود، اصولا بايد راضی باشد که شما را هم در جريان پيشرفت درمان بيمار قرار دهد تا شما بتوانيد تعهدات حرفه ای خودتان در برابر بيمار ارجاع شده را به خوبی برآورده کنيد.

    به همين علت به نظر من گام اول در ارجاع بيمار اين است که طبيب يا اطبائی را در نقاط مختلف شهر و خصوصا در نزديکی محل کار خودتان شناسايی کرده باشيد که کارشان خوب باشد و شما را بشناسند (بخوانيد به رسميت بشناسند). برای اينکار نياز خواهد بود ملاقاتی را با طبيب مورد نظر داشته باشيد و عنوان کنيد که علاقمند هستيد ايشان عهده دار معاينه تکميلی بيماران شما باشند و تنها اميدتان اين است که پس از تصميم گيری و اجرای اقدامات درمانی برای فرد ارجاعی شما، به نحوی شما را در جريان پيشرفت حال بيمارتان قرار دهند: شايد يک مکالمه تلفنی کوتاه بين شما و پزشک و يا يک نامه کوتاه که وضعيت بيمار را بيان کند. می دانم که اينکار در ايران شايد مرسوم نباشد ولی گام بسيار مهمی خواهد بود در پيشرفت روابط کاری بين حرفه ها و کمک شايانی خواهد کرد به ارائه خدمات بهتر به بيمار. ضمن اينکه اين روال در بين مشاغل ديگر در ايران برقرار است. به عنوان مثال اگر بيماری به آزمايشگاه خون ارجاع شود، يا راديولوژی، نتايج بصورت مکتوب برای طبيب ارسال می شوند.

    و اما اينکه کدام بيماری را می توانيد حدس بزنيد: در اين زمينه هم سعی خواهم کرد در آينده نوشتاری را تقديم کنم چون بحث فرّاری است و فکر می کنم همه بارها خوانده ايم و دوباره فراموش می کنيم. اما به اختصار عرض کنم که عمده ترين مواردی که در تست ميدان بينايی رو در رو بدنبالشان هستيم، انواع همی آنوپی است. همی آنوپی دو نوع عمده دارد: عرضی و ارتفاعی.

    نوع ارتفاعی يا Altitudinal عبارت است از فقدان نيمه بالايی يا پايينی ميدان بينايی. در تست رو در رو می بينيد که بيمار در نيمه پايينی ميدان بينايی پاسخگويی کامل ندارد. اينها معمولا منشاء عروقی دارد (ارجاع به متخصص قلب و عروق و شايد هم چشم پزشک).

    نوع عرضی حالتی است که نيمه نازال يا لترال ميدان ديد اشکال دارد. مورد بارز آن Bilateral Hemianopia است که مربوط به ضايعات فشار دهنده در سطح پشتی کياسما و معمولا تومور هيپوفيز است (ارجاع به متخصص مغز و اعصاب)

    توضيح اينکه هر گاه ارجاع بيمار به هر علتی ضروری باشد، ارجاع دهنده دو مسووليت مهم دارد و اولی آن اين است که فرد را بی جهت و بيش از اندازه نگران نکند (شايد تومور نباشد – در آنصورت اگر شما گفته باشيد تومور است، ممکن است مشکل ايجاد شود). دومين مسووليت ارجاع دهنده اين است که بيمار را متوجه اهميت موضوع کند و بيمار فکر نکند که تومور که نيست، پس مهم نيست. بسته به اينکه با چه نوع آدمی مواجه هستيم بايد نحوه بيان را تنظيم کنيم تا فرد بی خيال را راه بياندازيم نگذاريم پشت هم اندازی و تاخير کند و فرد مضطرب را آرامش بدهيم تا به سمت سکته قلبی سوق نکند : ) اين را برای شوخی عرض کردم.

    جمع بندی:
    بعد از تست رو در رو چند گزينه ارجاعی ممکن است پيش بيايد: پزشک عمومی، متخصص مغز و اعصاب، متخصص غدد، متخصص چشم. آخری را همه می دانستيم ولی سه تای اول را خيلی وقتها فراموش می کنيم. آيا در شهر و ديارتان با هيچ پزشک عمومی قرار ريفرال تنظيم کرده ايد؟ با متخصص مغز و اعصاب چطور؟ اگر نکرده ايد، فرصتی است برای توسعه روابط حرفه اتان و پيشرفت مطبتان.

  3. يک نظری را هم ديشب نوشتم در پاسخ به نوشته آقای علی. ر (قبل از اينکه نوشته ايشان به بخش اصلی نوشته ها منتقل بشود و نام کاملشان قيد شود). حالا من خودم يادداشت خودم را پيدا نمی کنم و گمانم چون ديشب خيلی خسته بودم نفهميدم چيکارش کردم.

    خلاصه اينکه از آقای علی آقا تشکر کرده بودم و عرض کرده بودم که آن مورد لاکتيشن که مطرح کرده بودند خيلی جالب بود و ممکن بود به عنوان يک گزارش پرونده ازش استفاده کرد. حالا که اسم نويسنده گرامی هم معلوم شده. جناب رفيعی جان گرامی، خوشحالم که باز با شما درتماسم. گمان کنم آن نقاشی روی جلد برای مجله اپتومتری را هنوز يادت باشد: دو تا دست که مجله را نگه داشته بود!!! اميدوارم هر جا هستی موفق و سلامت باشی.

    ارادتمند
    آيدين

  4. اقای صفوتی. با سلام
    ایا میتوانید اطلاعاتی در مورد تست
    damato fieldscreener
    و روش ساخت ان بنویسید.روش بسیار ساده و ارزانی برای پریمتری است.

  5. کيای گرامی! ممنونم از معرفی اين وسيله جديد. من اولين بار است اسمش را می شنوم. در سايتی پيدايش کرده ام ولی اگر اجازه بفرماييد قبل از اينکه در موردش وانمود کنم اطلاعات کامل دارم، اول قدری کسب اطلاع کنم. به نظر وسيله بسيار جالب و جمع و جوری است.