گزارش میزان پیشرفت طرح ویژن 2020 در ایران به نقل از سایت رسمی ویژن 2020

امسال بدلیل اینکه نسبت به پارسال هیچ کار مفیدی در راستای طرح ویژن 2020 در ایران انجام نشده بود، اصلا قصد نداشتم مطلبی در مورد آن بنویسم ولی پاسخ اخیر وزارت بهداشت در قبال درخواست مابرای روز ملی بینایی، انگیزه ای شد تا مطلب حاضر را در سایت بگذارم.

در سال 1380 تقریبا همزمان با شروع طرح ویژن 2020 در سطح جهانی، با تلاشهای شبانه روزی همکاران به سرپرستی دکتر صفوتی و جناب آقای اسکویی در مراسم بزرگداشت صدمین سال تاسیس اپتومتری، با حضور نماینده رسمی طرح ویژن 2020 ایران به عضویت این طرح درآمد. پس از آن کمیته کشوری ویژن 2020 در وزارت بهداشت تشکیل شد و  یک طرح مطالعاتی در کرج آغاز شد. از این نقطه به بعد طرح وارد داستان غم انگیز همیشگی شد.

حق الزحمه اپتومتریستهای همکار در طرح پرداخت نشد و بجای آن چندین نفر که کاره ای هم نبودند بورس مطالعاتی خارج از کشور از بودجه این طرح گرفتند و … و کم کم اپتومتری ایران از ادامه این طرح با شرایط موجود دلسرد شد و از طرح کناره گرفت و طرح توسط کمیته مرکزی قبضه شد. کمیته مرکزی طرح را بومی! کرد و همچون اکثر طرحها آنرا به سمت برگزاری همایشهای سالانه فرمالیته و فاقد کابرد عملی، برگزاری مسابقه نقاشی بین کودکان و برگزاری نشست جهت کف زدن حضار برای دست اندرکاران طرح و کارهایی از این دست پیش برد. حقوقها و اضافه کاریها دریافت شدند ولی پیشرفتی در کار صورت نگرفت .

شاهد ما، گزارش پیشرفت طرح ویژن 2020 در ایران به نقل از سایت رسمی ویژن 2020 است که ترجمه آن خدمت شما ارائه میگردد:

———————

پروژه های جدید عبارتند از:

  • برنامه پیشگیری از نابینایی زمان کودکی در شهرهای کاشان، قم و سبزوار
  • ارزیابی سریع تراخم در استانهای جنوب شرقی ایران
  • بررسی شیوع و علل نابینایی در استان تهران، این بررسی شامل 11975 نفر در تمامی گروههای سنی  در نواحی شهری و روستایی، در سال 2004 صورت گرفت. بر طبق این پژوهش شیوع نابینایی دوطرفه 1.09 درصد و کمبینایی دوطرفه 4.04 درصد بود. [احتمالا همان طرحی است که در آن حق الزحمه اپتومتریستها پرداخت نشد، جالب است که برای ارزیابی استان تهران انتخاب شده، استانی که بالاترین استاندارهای بهداشتی و درمانی کشور را دارا میباشد و بهترین مراکز درمانی در آن واقعند. آیا انتخاب جامعه آماری این تحقیق درست بوده و نشاندهنده وضعیت کل ایران است؟ و یا فقط برای اینکه بودجه را بگیریم و جای خیلی دوری هم نرویم این استان انتخاب شده است؟]

در سال 2005 یک کمیته فنی متشکل از چشم پزشکان و اپیدمیولوژیست ها و مدیران سلامت [پس از کنار کشیدن اپتومتریستها] ، در مرکز مبارزه با بیماریها برای طرح ریزی یک برنامه ملی مراقبت چشمی تشکیل شد و پس از مباحث طولانی – جلسات کمیته فنی مجموعا بیش از 100 ساعت زمان برد – شش حوزه چشم پزشکی [؟؟؟؟] زیر اولویتهای ملی تشخیص داده شد:

  • عیوب انکساری و کم بینایی [حوزه چشم پزشکی؟؟؟]
  • کوری دوران کودکی شامل آمبلیوپی، کاتاراکت مادرزادی و گلوکوم مادرزادی
  • کتاراکت ناشی از سن
  • گلوکوم مزمن
  • رتینوپاتی دیابتی
  • کدورت قرنیه شامل کراتیت غیرعفونی، کراتیت عفونی، همچون کراتیت ناشی از هرپس سیمپلکس و کراتیت باکتریایی

———————

و پس از سال 2005 دیگر شاهد فعالیت ثبت شده ای نیستیم. می بینید که غیر از زمانی که اپتومتریستها در طرح حضور داشته اند، وقت گرانمایه دوستان و نیز بودجه طرح صرف ارزیابی، بررسی و بحث و جلسات 100 ساعته شده و پس از کشف علل نابینایی در ایران هم آنقدر خسته شده اند که توانی برای انجام اقدامی عملی نمانده است. اگر بر این اوضاع اشک نریزیم چه کنیم؟  شاید به همین دلیل است که امسال در پوستر های رسمی روز جهانی بینایی، کلمه WSD (مخفف روز جهانی بینایی) به خط بریل و به زبانهای مختلف گنجانده شده است، لابد مسئولان جهانی این طرح شک کرده اند که بعضی ها از دیدن برخی حقایق عاجزند و لذا خواسته اند با خط بریل مطلب را به آنها برسانند!

یک نظر برای این مطلب

  1. جناب مالکی
    مدتها بود دلم می خواست خبری از پيشرفت پروژه بينايی 2020 در ايران بدست آورم که الحمدالله شما زحمتش را کشيديد. بسيار ممنونم. واقعيت امر هم همين است که وقايع آن سال برای من به شخصه منشاء تغيير و تحولات فکری عميقس شد. بعد از شرکت کردن در چند جلسه کميته مرکزی مبارزه با نابينايی متوجه شدم که برای اپتومتريستها مجالی برای فعاليت نخواهد بود. پرداخت نشدن حق الزحمه همکارانمان هم برهان ديگری بود که سعی خواهد شد بيگاری را از اپتومتری بگيرند و ناموری را برای خودشان استحصال کنند. همکاران جوانمان در آن زمان با لطفی که به من داشتند در طرح تحقيقاتی تعيين اولويتهای مبارزه با نابينايی شرکت کردند ولی اعضای محترم کميته مرکزی مبارزه با نابينايی عليرغم پافشاريهای تيم اپتومتری در زمينه پرداخت هزينه های همکاران، حتی ديناری را به هيچکدام از اپتومتريستها پرداخت نکردند – حداقل تا زمانی که بنده در کميته مشارکت داشتم، مسئولين به وعده های خود وفا نکردند و همين هم باعث شد که من از ادامه حضور در کميته مرکزی مبارزه با نابينايی پرهيز کنم.
    آنچه من در آن وقايع آموختم اين بود که اگر انشالله بار ديگری در کار باشد، اينبار استراتژی ديگری بايد به کار گرفته شود و اگر نه همانطور که جناب مالکی به درستی ياد کرده اند، تمام منافع نصيب افرادی خواهد شد که کار چندانی پيش نمی برند. برای من مهم نيست که چه کسانی در وزارتخانه از طرح مبارزه با نابينايی منفعت بردند، نوش جانشان. اما آنچه مهم است اين است که آيا مردمی که نياز به خدمات اپتومتری دارند نيز، منفعتی نصيبشان شد يا خير؟

    لازم به ذکر است که در همان سالها، استراتژی ديگری هم با مشارکت همکاران مهربانمان شروع شد و آن عبارت بود از جمع آوری عينکهای طبی که همکاران اپتومتريست در مطبهايشان دارند. تعدادی از دوستان، عينکهای طبی سالم و نو را از ذخاير خودشان اهدا کردند که تماما به يکی از موسسات خيريه انتقال يافت تا در مناطق شرقی ايران به مصرف برسد. همينقدر خدمتتان عرض کنم که دوستی مهربان خبر از روستاهای جنوب شرقی کشور می آورد که شرايط به حدی دشوار است که شايد حتی با تحويل عينک رايگان هم مشکل مردم ساده تر نشود.

    نمی دانم خداوند کی عنايت خواهد کرد که اين مشکل به دست همکاران اپتومتريست ساده شود اما می دانم که منتظر هيچ سازمان و نهادی نبايد ماند.

    ديروز صبح از محلی رد می شدم و روی ديوار نوشته بود:
    اگر بخت در نمی زند، شايد مشکل اين است که تو هنوز در را نساخته ای!