غمنامه بیماری سرطان چشم در کودکان

این مطلب را از سایت انجمن چشم پزشکی ایران برای همکاران گرامی انتخاب کرده ام باشد تا یاد آوری باشد همیشگی تا براحتی از کنار ایزوتروپیای کودکان نگذریم و همواره نگاهی کوتاه به ته چشم بیمار نیز بیندازیم شاید از این رهگذر بتوانیم جانی را نجات دهیم :

من در شهری بزرگي زندگي مي كنم. من و همسرم هردو تحصيل كرده هستيم.

همسرم براي تربيت بچه ها كار خود را ترك كرد يكي از فرزندان من اكنون 13ماه دارد.

از حدود 5ماهگي ما متوجه شديم چشم فرزندم منحرف شده، در صورتي كه از ابتداي تولد اين انحراف وجود نداشت.
6 ماهگي تا 11 ماهگي با حساسيتي كه همسرم داشت به سه متخصص چشم براي درمان مراجعه كرديم.
تمام اين دكترها از پزشكان معروف شهر بودند.
تمام اين آقايان به صورت ظاهري چشم را نگاه كردند و به ما اعلام كردند جاي نگراني نيست. بيماري انحراف چشم است و بعد از دو سالگي بايد براي درمان آن مراجعه كنيد ولي متاسفانه يك معاينه ساده هم انجام نشد. (تاريخ و برگه هاي دفترچه درماني تمام اين مراجعات موجود است)
باور كنيد در مطلب يكي از آقايان آنقدر زمان معاينه كوتاه بود كه به محض وارد شدن همسر به داخل مطب از مطب خارج شد و من با تعجب سئوال كردم چقدر سريع و ايشان گفتند، آقاي دكتر گفته يك انحراف چشم ساده است.
در صورتي كه اگر يك پزشك متعهد و دلسوز باشد علاوه بر معاينه ساده يك معاينه زير بيهوشي را نيز تجويزمي كرد.
در پايان 11 ماهگي بزرگ شدن مردمك چشم به موضوع اضافه شد.
با اصرار همسر مجدد به يك پزشك ديگر مراجعه كرديم.
خوشبختانه اين پزشك بچه را معاينه كرد و با حالتي بسيار ناراحت مرا به بيمارستان چشم معرفي كرد.
در بيمارستان چشم مشهد به ما اعلام كردند، اين بيماري تومورسرطاني چشم و بسيار خطرناك است. از آنجا به تهران معرفي شديم و به ما اعلام شد،‌ براي جلوگيري از سرايت اين سرطان به چشم ديگر و مغز بيمار، بايد چشم بيماركاملاً تخليه شود همچنين گلايه مي كردند چرا دير مراجعه كرده ايم.
شما را به خدا اين شرايط را در ذهن خود تصور كنيد.
بر آن شدم اطلاعات خود را در مورد اين بيماري بيشتركنم اين بيماري retinoblastoma) (تومور شبيكه چشم است كه در دوران جنيني تا 5 سالگي مي تواند اتفاق بيفتد.
با يك تحقيق ساده اينترنتي متوجه شدم روش هاي تشخيص اين بيماري به صورت زير است.

- يكي از نشانه هاي اين بيماري انحراف چشم به بيرون است.

- يكي ديگر از نشانه هاي اين بيماري مشاهده لكه سفيد روي شبكه چشم است كه با ابزار ساده چشم پزشكي مشخص است.
که بايك دقت و ويزيت ساده مي توان اين تومور را در چشم ديد.
- حتي با ريختن قطره هاي معمولي چشم، مردمك چشم باز می شود و شايد با چشم معمولي هم بتوان تومورت راديد.
- با گرفتن عکس معمولی در مقابل برق فلش دوربین عکاسی داخل چشم دارای این نوع تومور برق سفید رنگ می زند ولی در صورتی که چشم سالم باشد برق قرمز رنگ دارد
راهای درمان اين بيماري:
- سوزاندن تومور با اشعه .
- مقابله با بزرگ شدن تومور و تخريب آن با شيمي درماني.
- و در شرايط بد و پيشرفته تخليه چشم و ادامه شيمي درماني است.

هميشه به ما مي گويند: در بسياري از بيماري ها تشخيص و درمان به موقع مي تواند كاملا موفقيت آميز باشد
حال جاي سئوال وجود دارد؛
گناه ما به عنوان والدين كودك چيست؟ گناه كودك من چه بوده است؟
آيا والدين اين كودك بي تفاوت بوده اند و يا نسبت به پيگيري سلامت فرزند خود اهميتي قائل نبودند.
آيا اين كودك در يك روستاي دور افتاده به دنيا آمده است كه به علت دوري از شهر بيماري او پيگيري نشده؟
آيا اين بيماري بسيار نادر بوده و پزشكان از تشخيص آن عاجز بوده اند؟
آيا نشانه هاي اين بيماري بسيار سخت مشخص مي شود؟
آیا پزشکان ما مطالعه ندارند؟ آیا یک پزشک متخصص چشم این موضوع را در درس خود نخوانده است؟
در کنفرانس های علمی چه خبر است چرا این موارد به پزشکان گفته نمی شود ؟
آیا پزشکان ما دسترسی به اینترنت ندارند؟ وظیفه پزشکان چیست؟
آيا مردم خود وظيفه دارند سايت هاي اينترنتي و روزنامه ها را بخوانند تا در مورد تمام بيماري ها اطلاع پيدا كنند .

آيا به نظر شما به غير از پزشكان به چه كسي بايد مراجعه كرد؟
لازم به ذكر است،‌ من و همسرم هيچ ارتباط فاميلي نداريم. در هيچ يك از خانواده هاي ما حتي از عينك هم استفاده نمي شود.
هيچ يك از خانواده هاي ما سابقه اين بيماري وجود ندارد.
به گفته مطالب اينترنتي و پزشكان در دنيا از هر 15 هزار نفر يك كودك به اين بيماري مبتلا مي شود. و متاسفانه علت آن مانند تمام بيماريهاي توموري ديگرمشخص نيست.
وباز هم متاسفانه امروز شيوع آن روبه ازدياد است.
باز هم سئوال مي كنيم به نظر شما گناه فرزند من و والدين او چيست و چه كسي مقصر است؟
شايد اگر بيماري فرزند من يك بيماري تجاري و داراي پول بود آن دكتران عزيز و معروف در سن 6 ماهگي حداقل چشم را معاينه دقيق مي كردند چرا مانند اروپا اين بررسي ساده در تست هاي بدو نوزادي و تولد قرار داده نمي شود.
به گفته دكتران بيمارستان رسول اكرم(ص) تهران اگر 6 ماه زودتر ما اين بيماري را در فرزندم متوجه مي شديم وضعيت فعلي ما بهتر بود.

سرانجام بعد ازظهر 24/3/90 فرزندم در بخش ICU بيمارستان دارفاني را وداع گفت.

3 نظر برای این مطلب

  1. خدا رحمت کند فرزند ایشان را و نیامرزد کسانی را که در کار خود کمفروشی میکنند.

  2. خدا به اين پدر و مادر صبر دهد .خيلي سخته.فرزند خواهر من هم مبتلا شده .لطفا” براي سلامتيش دعا كنيد فقط 3 سالشه!

  3. گرگهایی در لباس انسان .امیدوارم قانون بتواند این گرگها رابه جنگل برگردان

    نظر بینایی سنج