يادداشت سوّم: عجب کاری دادم دست خودم!

پنجم شهريور ماه 1389
امّا خوشحالم، چون مجبور می شوم پشت هم اندازی نکنم.
ضمناً حمايت دوستان هم شروع شده – از پيغامها ممنونم
آقای عليميرزايی هم شکل وشمايل وبلاگ را صفا داد

گفتگو با همکاران: تقريبا يیکسال پيش با اپتومتريستی هندی که در تدارک برای امتحان بود صحبت می کردم و می گفت نحوه دستورالعمل دادن به بيمار در امتحان عملی بسيار مهم است. مثلاً ممکن است من کاور تست را درست انجام بدهم ولی حرفی که به بيمار قبل از شروع تست می زنم، درست يا واضح نباشد. پس بايد حواسم را جمع کنم که برای هر تست، روش بيانی را انتخاب کنم که قابل تاييد باشد.
Choose proper patient instructions for each test.
مطالعه امروز: قبل از اينکه به سراغ تستهای فون گراف و ثورينگتون بروم، دلم نيامد کاورتست معمولی را نگاهی نکنم. کارلسون در صفحه 36 کاور تست يکطرفه را شرح داده. ابتدا می گويد:
Instruct the patient to look at the target and to keep it clear
پس من از بيمار خواهم خواست به تارگت تطابقی در فاصله دور يا نزديک، نگاه کند و سعی کند تارگت را واضح نگه دارد (اصولاً بايد بيمار فول کارکت باشد ولی گاهی هم ممکن است بدون اصلاح ديد، کاور تست را انجام بدهم، که در اصل زمانی است که بيمار من سابقۀ مصرف عينک نداشته و من در حال بررسی علت ناراحتی او هستم). ادامۀ کارلسون: کار را با کاور کردن چشم راست آغاز کرده و می گويد اگر در لحظۀ پوشاندن چشم راست، چشم چپ حرکت بکند، تروپيا و اگر حرکت نکند فوريا داريم. شايد اگر من بودم، می گفتم اگر حرکتی مشاهده نکنم، بيانگر ارتوفوريا است، ولی کتاب صراحتاً قيد کرده که حرکت نکردن چشم چپ در لحظه پوشاندن چشم راست، بيانگر فوريا است. پس تا اينجا يک نکته يادآوری شد: کار کاورتست يکطرفه، افتراق فوريا از تروپيا است. اگر چشمی که پوشانده نشده، حرکت کرد، تروپيا داريم؛ اگر حرکت نکرد، فوريا داريم.
حالا ادامۀ کاور تست يکطرفه: چشم راست را پوشاندم و ديدم که چشم چپ حرکت کرد. می خواهم چشم راست را باز کنم (پوشش را بردارم – آنکاور راست) و رفتار چشم چپ را ببينم. اگر چشم چپ در لحظۀ باز شدن چشم راست حرکت کرد، تروپيا از نوع ثابت چشم چپ است. اگر چشم چپ در لحظۀ باز شدن چشم راست، حرکتی نکند، بيمار انحراف انتقالی دارد.
Alternating tropia
وقتی که داشتم می نوشتم، انحراف انتقالی، اول نوشتم انحراف انتقالی چشم چپ، ولی بعد به فکرم رسيد که انحراف انتقالی، چپ و راست ندارد چون انتقالی بودنش يعنی اينکه بيمار قادر است هر يک از دو چشمش را به نوبت به کار بگيرد. البته ممکن است يک چشم برتری نسبت به چشم ديگر داشته باشد ولی اين برتری به اين معنا نيست که من اجازه داشته باشم بگويم انحراف انتقالی چپ يا راست. اين موضوع را در کارلسون هم چک کردم و حدسم درست بود. پس اين هم يک نکته ديگر: اگر در لحظۀ پوشاندن چشم راست، متوجه حرکت در چشم چپ شدم، و در لحظۀ آنکاور کردن چشم راست، چشم چپ مجدداً حرکت کرد، انحراف ثابت چپ داريم؛ اگر حرکت نکرد، انحراف انتقالی داريم.
در کاور تست دو طرفه هم که همان حرف را به بيمار می زنيم و مجموع فوريا و تروپيا را مشاهده می کنيم. به عبارت ديگر، کاور تست دو طرفه، قدرت تفکيک فوريا و تروپی از هم را ندارد. در کارور تست، چه يک طرفه و چه دو طرفه، هر بار پوشاندن يا بازکردن چشم (هر حرکت پوشش) بايد دو تا سه ثانيه با حرکت بعدی فاصله داشته باشد ( کاور کردم، دو سه ثانيه فرصت فيکساسيون می دهم؛ آنکاور کردن، دو سه ثانيه فرصت فيکساسيون می دهم)
اندازه گيری فوريا و تروپی با کمک کاور تست (مثال برای فاصله نزديک): نور کافی روی تارگت تطابقی در فاصله چهل سانتيمتری بيمار قرار می دهم و تارگت را طوری نگه می دارم که امتداد ديد بيمار، افقی باشد. اگر انحراف ثابت چشم چپ را شناسايی کرده باشم، دو بار اندازه گيری انحراف انجام می دهم: يکبار اندازه گيری زاويه انحراف اوليه، يکبار هم اندازه گيری زاويۀ انحراف ثانويه. برای اندازه گيری انحراف اوليه، بيمار با چشمی که معمولاً فيکساتور است به تارگت نگاه می کند – در اينجا چشم راست (چون چشم چپ را منحرف ثابت فرض گرفتم). پس بيمار من با چشم راستش به تارگت نگاه می کند و من کاور و پريزم را روی چشم چپ (چشم منحرف) قرار می دهم. کاور را به چشم راست (فيکساتور) انتقال می دهم و رفتار چشم منحرف را بررسی می کنم. مقدار پريزم را آنقدر افزايش می دهم تا حرکت چشم منحرف کاملاً خنثی شود.
در اينجا در مورد امتداد پريزم صحبتی نداريم، چون اين موضوع ديگر پايه کار است و همۀ اپتومتريستها آنرا می دانند و اگر نمی دانند سری به کتابهای اپتيک پايه خواهند زد. ضمناً در صفحۀ 40 و 41 کارلسون، علايم اختصاری جالبی برای ثبت نتايج کاور تست نمايش داده شده که از حوصلۀ اين مطلب خارج است. به يک مثال اکتفا می کنم:
CT cc ? at D and N
به جای علامت سوال در نوشته بالا يک دايره کوچک ( يه صفر کلّه گنده) بگذاريد و داخلش يک بعلاوه رسم کنيد تا دايره به چهار قسمت تقسيم شود. معنی اين علامت “اورتو” است. ترجمه عبارت بالا اين است: “کاور تست با کارکشن برای دور و نزديک اورتو بود.”
فون گراف و ثورينگتون ماند برای فردا، انشالله